؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 8:31
سلام.ما ادما تا چیزی رو از دست ندیم قدرشو نمیدونیم.چرا خدا ما رو افرید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا وقتی که افرید قانع نبود ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مثلا غم وافرید گرفتاری رو.گریه رو. خستگی رو.چرا انقد عمر ماها رو زیاد کرده؟برای اینکه زجر بکشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ای کاش عمر ما هم اندازه کرم ابریشم بود.ای کاش حافظه نداشتیمو همه...
دوباره مثل همیشه
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 8:31
خونه شلوغه.صدای گریه های داداشی.لطف و محبت مادر.سدای بلند پدر از روی عصبانیت. زندگی از دست رفته که در تلخ ترین لحظاتش میشد لذت بهترین لحظه ها رو برد. چقد زود گذشت از اون وقت.اما چقدر دیر میگذره الان.ساعتها مثل سال رد میشن. ساعت خیلی دیر تیک تیک میکنه. همه جا سکوته.اما بعضی وقتا میشه صدای ناله یوایشک...
//////////////////////////////
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 8:31
تولد تولد تولدت مبارک بیا شمعا رو فوت کن تا صد سال زنده باشی. ........................................................... تولدمها.هر سال یه ارزو میکردمو یه چیزی از خدا میخواستم اما امسال هیچی هیچی.نمیخوام خدا شرمندم بشه. نه شمعی هست که فوت کنم نه دوست دارم صد سال زنده بمونم. خیلی داغونم ولی امروز با...
ای خدا
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 8:31
میگویم قبرم را بزرگ بسازند.برای آن همه ارزویی که با خود به گور میبرم. روز مرگم هر که شیون کند از دوروبرم دور کنید.همه را مست و خراب از می انگور کنید. مرد غسال مرا سیر شرابش بدهید مست مست از همه جا سیرشرابش بدهید.بر مزارم مگذارید بیاید حافظ.پر میخانه بخواند غزلی از حافظ .جای تلقین به بالای سرم دف بزن...
برگشتم
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 8:31
میخوام بیام اینجا دوباره.اسمشو عوض کردم.همه پجی باید عوض شه.میخوام نویسنده بشم.از الان یه کتابمو دارم مینویسم.اما موندم چطور چاپ بشه.خدایی خودم کتابو میخونم یا یادش میفتم خیلی تحت تاثیر قرار میگیرم.
سلام
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 8:31
من خشایارم.یادش بخیر... دارم ازدواج میکنم.یه عالمه پستی بلندی رو رد کردم.با مشکلات با خوشی ها ناراحتی ها ... با همه چی و همه جور ادم برخورد کردم میدونم هیچکی نمیاد دیگه اینجا ولی منو واسه بازی کردن با احساساتتون ببخشید خیلی دوستتون داشتم.ولی ادم که بزرگ میشه انقد گرفتاری پیدا میشه که خودش هم یادش می...